سخنانی در رابطه با اعتیاد
اعتیاد اداره زندگی را ناممکن میسازد
اعتیاد توانایی همکاری افراد را تاراج می کند ، اشخاص معتاد خود بزرگ بین هستند زیرا مواد و الکل این احساس را به آنها می بخشد که می توانند به تنهایی از عهده همه کارها برآیند
برای الکلی در حال مصرف فقط سه چیز ممکن است اتفاق بیفتد ، غیر قابل کنترل شدن امور ، توقف در لحظات و یا در خلسه فرو رفتن.
بیماری اعتیاد به شخص اجازه دیدن وشنیدن نمی دهد
هرچند امروزه اعتیاد یک مشکل بین الملی است ،اما وسعت و زشتی آن پیوسته از حد واقعی خود کمتر نشان داده شده است.
بزرگترین ضعف روانی معتادان ،خودمحوری و خودبزرگ بینی است ،این مشکل ، آنها را غیر قابل دسترسی می کند و امکان کمک به ایشان را تقریبا به صفر می رساند
عدم مصرف مواداعتیاد آور جهت دستیابی به بهبودی لازم است ، اما تنها هدف بهبودی نیست آموختن نحوه زندگی کردن است.
اعتیاد:اسارت نفس و بردگی و در خدمت وسوسه و هوای نفس بودن است و همچنین نادیده گرفتن و قطع امید کردن از نیروهای خداوندی و قدرت زندگی است
درد اعتیاد: درد تنهایی بی کسی و دوری از خداست با جمع بودن و با خدا ارتباط برقرار کردن و نزدیک شدن به اوبردردهای اعتیاد می توان غلبه کرد.
هر عملی را از روی تمرین تکرار عادت می توانیم به اعمال روتین شده و روزانه مان تبدیل کنیم مثل مسواک زدن ،پس بیایید رفتارهای مفید را به همین شیوه در زندگی مان نهادینه کنیم.
وقتی در قید و بند اعتیاد هستی چشمانت قادر به دیدن حقایق زندگی نیست .
اعتیاد :ریسمان سیاه و پوسیده ای است که آویزان شدن به آن نتیجه ای جز فرو رفتن در قعر چاه تیره روزی و بدبختیهانیست .
بازتاب و اثرات بیماری اعتیاد از بمب منفجر شده در هیروشیما و ناکازوکی هم بدتر است .
اعتیاد:یعنی ناتوانی در برابر توانمندیهاییکه خداوند بعنوان نعمت در اختیار آدمی قرار داده است
اعتیاد:یعنی خسارت به جسم و روح یعنی کفران نعمت ودهن کجی به ماهیت و خلقت انسان.
اعتیاد:یعنی خود را فدای خودخواهی های خود کردن .